Qua

Reader

A list of all postings of all blogs on Qua where the author has configured the blog to publish on this page.

from 江尚寒

#追虎擒龙 #theunbeatable #影评 #电影

虽然镜头不少,我就死活没认出来那是胡然,厉害了这个姐。 妹子全体存活喜加一。过程有虐身的,虐心没有。 但还是要尊重一下其他的可能性,比如硬把反派侧内讧算作虐心的话,啊这,豪/乐?(人不能,至少不应该) 你还别说,二威这个角色挺有意思的,有内味儿,就是退场太拖拉了。

哦还有被二威割喉那个icac人(勇) 我一秒快进了死者亲友美人计到虐心,浪子回头追浪姐,然而姐并不care(人不能,至少不应该)

 
Read more...

from /c10/

Quand l' #autre est considéré comme un produit de plus, dans un marché promu & codifié selon les mêmes règles qui nous enduisent à éprouver le #besoin artificiel de ceci et de cela... c'est qu'une certaine #philosophie économique est en train d'expanser son sphère d'influence vers d'autres domaines du vivant... n'est-ce pas.

Mais lorsque, ayant été plusieurs fois averti — et en se croyant pleinement #conscient de tout cela, on a l'indécence de se justifier en disant que ; cette néfaste influence à l’œuvre est bien moins importante que les dégâts causés par son absence (où on est persuadé que nulle autre solution ne serait envisageable), alors là on comprend aisément que :

... le succès d'une doctrine quelconque ne dépend pas entièrement de son discours insidieusement convaincant, mais plutôt et dans un très haut degré, de l'insoutenable manque de #perspicacité et d' #imagination de ceux qui se laissent importer par la vague de la facilité.

PS : Et à mon goût, très peu de choses sont moins séduisants que quelqu'un pour qui la #lucidité serait devenu un exercice fatigant et compliqué, quelqu'un pour qui la #créativité ne serait rien qu'une inutile extravagance.

 
En savoir plus...

from nevisak

من نیز مانند بسیاری از شما به‌غایت کمال‌گرا هستم. از وقتی که رفیق شفیق‌م (ح) پیشنهاد داد که من هزینه تحصیل و زندگی‌ات را می‌دهم با این شرط که به کسب علم و دانش بپردازی، لیست رویایی بلندبالایی برای خود تهیه کردم. که از یادگیری زبان یونان باستان تا آشنایی با کامپیوتر در آن جا دارد. و نمی‌دانم چطور در میان این‌ها ترجمه را جدی‌تر بگیرم و کتاب صوتی ضبط کنم. و در عین حال یک رابطه‌ی عاطفی را سر و سامان دهم.

اما چه شد که این شد؟

هفته‌ی پیش در اوج نابسمانی روانی بودم. ظاهرا در دوره‌ی روان‌درمانی چنین اتفاقی عادی است. من در وضعیت سقوط آزاد بودم. به هر چیزی و کسی چنگ می‌زدم که بقای‌م را حفظ کنم. ضعیف شدم. و همزمان مدام خودم را سرزنش می‌کردم. در دور باطلی افتاده بودم که به نظرم نشکستنی می‌آمد. هر چند نهایتا شکست. و من مطلقا نقشی نداشتم. من مانند طفل ضعیفی گریه می‌کردم و نهایتا کسی مرا آب داد و کسی نان و کسی نوازش. از زمانی که نوجوان بودم چنین حال و هوایی برایم سهم بزرگی از روزمره‌ام بود. اما اینبار شکست به معنی دقیق کلمه را حس کردم.

از من پرسید چیزی هست که تو را خوشحال کند؟ نمی‌دانم دنبال پاسخ واقعی بود یا انتظار داشت خودم را لوس کنم و بگویم تو. اما من شکسته‌تر از اینها بودم و پاسخم یک سر تکان دادن خشک و خالی به نشانه‌ی نه بود. اگر پیشتر هم می‌گفتم نه شاید مانند اینبار چنین دقیق نبود. به هر حال آدم چیزی پیدا می‌کند که سرش را گرم کند و ذوق کند. اما من از خوشی بری بودم.

پس او مرا سخت پایید. چنان که نمی‌توانم در واژه‌ها بیان کنم. و همه اینها شاهدی بر این نظریه‌ام است که تنها «همدلی» کارساز است و بس. یک لحظاتی چنان جهان تاریک است که سوسوی دورترین ستاره آدم را ذوق‌زده می‌کند. اینکه تنها نیستی و کسانی از سر لطف یا وطیفه‌ی انسانی نوری به جهانت می‌تابانند.

به امید روزی که من هم ستاره‌ی کوچک و دور جهان کسی باشم. یا حتا به امید روزی که جهان کسی چنان تاریک نباشد.

 
بیشتر بخوانید...

from /c10/

Un #concept est une définition mais aussi une synthèse — qui sert justement à économiser du temps dans le développement d'un raisonnement plus long. Ce qu'on a tendance à oublier par contre, c'est que la conceptualisation est une sorte de système de balisage, qui sert à repérer des lieux plus ou moins explorés en territoire inconnu.

Par logique simple l’étendu de l'inconnu est inconnu ! Donc il se peut bien que l'extension maximale de nos superbes #connaissances équivaille à un fragment presque égal à rien du tout. Et tout aussi ÉVIDENT & INDISCUTABLE que cela puisse paraître, c'est l'une des choses les plus négligées au monde.

 
En savoir plus...

from bdjobresults

At present one of the most discussion topic is Senior Staff Nurse Written Exam Admit Card. The Senior Staff Nurse Written Exam is going to be held after a long time. This is good news for all Nursing students who were initially selected for the written test. I think everyone is prepare for written exam. A few days ago Public Service Commission authority publish a large number vacancy Senior Staff Nurse job circular. All candidates who have completed Nursing Diploma plan to apply online after the publication of Senior Staff Staff Nurse recruitment notice.

[Ads]

However, due to limited number of seats, 14328 candidates are able to participate in the written test. In this case, all the candidates who will get good results in the written test will be selected for the oral test. Above all, the final results of BPSC Senior Staff Nurse will be published through viva test. So be careful. DGNM Senior Staff Nurse Exam is more difficult than general job exam. In this case prepare yourself for better performance. By the way don't forget to download MOHFW Senior Staff Nurse Admit Card.

 
Read more...

from nevisak

جمله‌ها پشت هم می‌گذرند و من جا می‌مانم. دستم به قلم نمی‌رود. عمیقا عاشق آدمها می‌شوم ولی نهایتا باید به خدا بسپارم‌شان. و مدتی طولانی چنین می‌کنم. من تیماری می‌دانم، برای همه جز خودم. و نیرویی دارم برای همه جز خودم. همین مرا چنین نابود می‌کند. گفت: اگر نتوانی از خودت مراقبت کنی، نمی‌توانی آنطور که میخواهی دیگران را تیمار کنی؟ و این راهی بس دشوار می‌نماید.

گفت: تو شخص مهمی را از دست داده‌ای و نیاز به مرحم و محرم داری. و من می‌بینم به تنهایی از پس آن برنمی‌آیم. و نیست مرا یاری دهد. آن‌ها را می‌رانم چون می‌خواهم با نرنجاندنشان آن‌ها را بپایم. و نیست مرا بپاید.

من به دنبال مقصر نمی‌گردم. مقصری وجود ندارد.

نمی‌توانم مانند قبل از آن‌ها مراقبت کنم و این مرا ضعیف می‌کند. نمی‌توانم وظیفه‌ام را ادا کنم؛ رسالت‌م را. منِ عاشقِ بی‌چیزِ خسته را که می‌خواهد؟! نیست.

گفت: تو آرام نیستی و این تقصیر تو نیست.

ذره ذره آب می‌شوم و تمام می‌شوم. بلاخره تمام می‌شود و تمام می‌شوم.

 
بیشتر بخوانید...

from Herr Nichts

Il denaro non fa felicità, mai frase fu più vera. Ma si badi bene a non travisarne il significato. Il sostantivo non è una variabile indifferente. Si legga quel non come fosse un'affermazione e si intenda: il denaro rende infelici.

 
Continua...

from Herr Nichts

Il vero fallimento della vita umana non è la malattia, la pigrizia o l'inettitudine. Beati siano coloro che non vogliono fare niente, ché hanno inteso che la vita non può offrire nulla se non tempo vuoto, e non merita la fatica degli uomini. Siano maledetti gli idolatri del denaro e del lavoro, i nuovi teologi di questa società senza Dio, questi mistici della banconota, questi nunzi evangelici dell'operosità. Da parte mia ho imparato a disprezzare il lavoro, ed è una fonte di disperazione inesauribile il non potersi sottrarre al suo ricatto, se non pagando un prezzo che non basterebbero mille beatitudini a colmarlo.

 
Continua...

from The Beautiful Smile

1. Lifestyle

  1. Minimalist Lifestyle? But why?
  2. Health Lifestyle
  3. Green Lifestyle
  4. Workout
  5. Yoga
  6. Day to Day things alternative
  7. Positivity vs Negativity and how to live a positive life!
  8. Less online and more offline
  9. Degadgetify
  10. Books to Read
  11. Power of Music (Lo-Fi, etc...)
  12. Living a Bharatiya Life and adopting practices from Hinduism and others

2. Social

  1. Visits or Donations to Charity
  2. Donation Portal – Daan
  3. Why should we do social service
  4. Karmveer (series on social workers)
  5. Karate and Self-defence
  6. Repair, recycle and reuse
  7. Using & restoring old, used products & environmental benefit
  8. Hindu Traditions and Science or Pseudoscience behind them

3. My Thoughts and current updates

 
Read more...

from nevisak

دختر که به دنیا بیاید همین است. از همان اول باید حرص این را بخورند که آسیب نبیند، نه که خدایی نکرده چون آدم است و آدم نباید آسیب ببیند. آسیب نبیند که مشتری پیدا شود برای‌ش و بِبَرد و تا آخر عمر به خوبی و خوشی از آن استفاده کند. کالا هم پس از فروش پذیرفته نمی‌شود. می‌دانید که برای سازنده بدنامی می‌آورد کالای مرجوعی. شاید بپرسید که خوب است مراقب دختر باشند‌. ولی راستش تنها عضوی که از آن مراقبت می کنند دقیقاً همان عضوی است که به کار مرد می‌آید؛ چیزی که گاها دختر حتا نمی داند که وجود دارد. شاید بگویید خوب همان هم بد نیست. ولی دل‌تان خوش است. آنها برای‌شان مهم نیست که چه بیماری و مرضی وارد آن شده است، فقط مهم است که آلت تناسلی مردانه دیگر بدون پرداخت هزینه واردش نشده باشد. دزدی حساب می شود. تجاوز است. اشتباه نکنید! تجاوز به بدن دختر نیست. تجاوز به مایملک صاحب دختر است. وقتی کالا را می دزدید به کالا ضرری نزدید، به مایملک صاحب کالا و کارخانه تجاوز کرده اید. شاید صاحب کارخانه عصبانی هم بشود اما چاره چیست؟، آن کالا را باید دور انداخت. دیگر چه کسی جنس دست دو می‌خرد. اگر هم بفروشند، اسم خودشان را از روی آن پاک می‌کنند. مثل یک کالای بنجل و قیمت ارزان می‌فروشند. ردش می‌کنند برود.

 
بیشتر بخوانید...

from joequa

Hope faded as the times ticking for Indonesia KRI Nanggala Submarine 53 crew. Neighbouring Singapore and Malaysia as well as the United States and Australia were among nations helping in the hunt with nearly two dozen warships deployed to scour a search zone covering about 10 square nautical miles (34 square kilometres). The search is still ongoing....in hope of miracle will happen. Source news: New Straits Times NST April24,2021

 
Read more...

from diorama

[Il #collettivo di gestione #bida rifiuta la partecipazione senza #webcam a un'#assemblea nemmeno gestionale. La webcam è sempre stata un elemento estraneo alle relazioni che abbiamo costruito qui e fuori l'istanza. Nel p.s. di questo commento troverete vari perché. Qui sotto trascrivo il rifiuto alla partecipazione del collettivo, che è bene sia pubblico. Sta all'assemblea dell'istanza di bida e alle altre istanze valutare se di “ostruzionismo” si tratti e se riconoscere questi metodi affini all'autogestione di un'istanza.]

Ciao Diorama, ne abbiamo parlato,

se ogni cosa deve diventare motivo di divisione e conflitto per bloccare o mettere in difficoltà un intero percorso, che di ostacoli ne ha dovuti superare già molti e ce la sta mettendo tutta per riprendere, non ci stiamo. Sappiamo che non è necessaria una webcam per creare spazi di aggregazione sociale e azione politica. Ma pensiamo che, per il tipo di percorso che stiamo portando avanti in queste assemblee, invece lo sia. Come abbiamo detto piú volte, queste assemblee online di Bida vogliono ricalcare il piú possibile le assemblee d'istanza, che sono incontri di persona e (pandemia permettendo) continueranno a esserlo. Questo è l'unico motivo per cui chiediamo una presentazione in webcam di chi partecipa. Le differenze sull'istanza sono molte, ma abbiamo bisogno di creare fiducia su mastodon.Bida con chi è interessatə a coltivarla, e per noi incontrarsi come persone in carne ed ossa, seppur mediate da uno schermo, è un punto di partenza fondamentale nella creazione di questa fiducia. Se questo non è accettato, o bisogna usarlo per fare ostruzionismo, non ci stiamo, non lo accettiamo più da nessunə, da nessuna direzione. Come si diceva, non pretendiamo l'universalità. Ben vengano altre visioni e altri percorsi. Non si tratta di rifiutare nessunə, ma di scegliere alcuni criteri sostenibili per il progetto. Chi si fida di noi sa che per qualsiasi necessità proviamo a individuare soluzioni.

Inoltre come collettivo riteniamo di avere anche noi diritto ai nostri spazi di autonomia. In una situazione come questa non c'è molta possibilità di mediazione per noi: o tuttə partecipano con la webcam, oppure no. L'ipotesi che ognunə faccia come si sente non è un compromesso che possiamo accettare. Abbiamo il bisogno di vederci in faccia, di confrontarci umanamente, oltre la tastiera e l'icona di un avatar.

Ci vediamo stasera con chi ci sarà

Il collettivo Bida

 
Read more...

from Aban

1: You can use the code to build up your system or game engine. 2: You can use the documentation to learn how a game engine works or build your game engine. 3: You can use the game engine to build your game. 4: You can play games. 5: You can watch others play.

 
Read more...

from filovia

Due cose sulla pandemia

L’anno scorso, poco prima dello scoppio della pandemia, sono stato in ospedale per fare un intervento al femore. In dieci giorni ho sperimentato fin troppo bene quasi tutti gli aspetti negativi della sanità: la degenza nel reparto prima dell’operazione è stato un vero e proprio supplizio. Iniezioni fatte all'improvviso quando ti eri appena svegliato, la luce nella stanza alle sei di mattina, dover andare di corpo di fronte a dieci sconosciuti, gli infermieri che gridavano a un malcapitato ragazzo ucraino (reo di non capire l’italiano), i vicini di letto fascisti, l’offerta giornaliera di fare colazione con il latte pur avendo specificato di essere vegano, gli operatori delle pulizie delle stanze che mi spostavano nel letto per “lavarmi” (in realtà mi davano una botta con uno straccio bagnato spinto sui testicoli con forza, ogni maledetta mattina…) etc etc etc.

Quello che ho capito in tale supplizio è che tutto l’ospedale è organizzato per compartimenti stagni, che vanno rapidamente di corsa per smaltire i malati, i quali sono solo dei numeri per le statistiche. Dopo questa terribile esperienza, è cominciata la pandemia e ho visto, abbiamo visto, gli effetti di questa organizzazione burocratica sulla società in tempi di crisi e di emergenza. Non è stato solo la “mancanza di un piano pandemico” o di dispositivi di protezione, non è soltanto la questione dei tagli alla sanità (decine di miliardi in meno nel corso degli anni) né tanto meno una mera questione di asservimento all’industria farmaceutica e al profitto, vedi il discorso che si fa sui brevetti dei vaccini e sul dominio di Big Pharma.

Il problema è che questa organizzazione sanitaria nasce per evitare ogni grado di solidarietà orizzontale, tra malati, medici, operatori sanitari, comunità. É la stessa cosa che avviene per la scuola, altra istituzione che Ivan Illich nel suo “Descolarizzare la società” inseriva tra quelle istituzioni “manipolatorie e non conviviali”, con l’educazione che diventa un processo secondario rispetto all’inserimento nel meccanismo di ricatto salariale. Tutti a parlare di scuole aperte o scuole chiuse, di didattica a distanza o in presenza, ma nessuno che metta in discussione questo modello forzatamente verticale, burocratico e capitalista, esattamente uguale a quello sanitario.

Sui social dobbiamo dire per forza la nostra su come immaginiamo la ripresa del post Covid, sulle riaperture e le chiusure e via discorrendo. La mia opinione rispetto alla pandemia è molto semplice e parte dal ragionamento che ho fatto adesso su scuola e sanità.

Non andremo da nessuna parte se non sottraiamo i nostri corpi da questa violenza istituzionale. Ma soprattutto non andremo da nessuna parte se non affrontiamo le cause che ci hanno portato a questa diffusione del virus. Le cause sono note: deforestazione, salto di specie dei virus, allevamenti intensivi e in generale il rapporto orrendo di violenza e sopraffazione che abbiamo nei confronti degli altri animali. Arrivo al punto e cioè che la mancanza di costruzione di reti solidali tra umani e altri animali, la cura e l’educazione in senso orizzontale e non violento, sono i problemi più importanti che abbiamo davanti.

 
Read more...