<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
  <channel>
    <title>گذرعمر &amp;mdash; تنها</title>
    <link>https://qua.name/vahid/tag:گذرعمر</link>
    <description>می‌پراکنم آنچه را در ذهن دارم. بخوان، ببین و بشنو، اما در سکوت.</description>
    <pubDate>Sat, 18 Apr 2026 19:09:19 +0200</pubDate>
    <item>
      <title>همراه قدیمی</title>
      <link>https://qua.name/vahid/hmrh-qdymy</link>
      <description>&lt;![CDATA[بعضی از اشیاء واقعاً خاص هستند. خاص بودنشان هم در آن است که مثل سایر اشیاء یک جسم بی جان نیستند و انگار که روح دارند.!--more-- هرچند در گذر زمان برای ما تکراری و بعد از مدتی محو می‌شوند، ولی هستند؛ مدت ها در کنارمان، شاهد گذر عمرمان هستند.&#xA;خاطره! درواقع این عاملی است که همه چیز را برای ما خاص می‌کند و هر چیز بی معنی را دارای معنا می‌کند و به آن شخصیت می‌دهد.&#xA;br /&#xA;تصویر کتیبه‌ای گچی که شعری از مولانا بر روی آن حک شده است: بی همگان بسر شود؛بی تو بسر نمی‌شود...داغ تو دارد این دلم؛جای دگر نمی‌شود&#xA;br /&#xA;نگاره ای که می‌بینید، یک کتیبه گچی است که مادرم حدود بیست سال پیش در شیراز آن را به قیمت ناچیزی خرید.&#xA;بیست سال! و هنوز همراه ماست و جایگاه خودش را در خانه دارد.&#xA;امروز که پدرم داشت متن روی کتیبه را برای دخترم می خواند، صدایش را از توی اتاق شنیدم. ذهنم خود به خود در خاطراتش به دنبال روزی گشت که کتیبه را خریدیم و اینکه دقیقاً از کی همراه ما بوده، ولی چیزی پیدا نکرد. چه زود عمر آدم می‌گذرد!&#xA;.&#xA;#خاطره #شیراز #مولانا #مادر #پدر #گذرعمر&#xA;&#xA;br /&#xD;&#xA;div class=&#34;cen&#34;&#xD;&#xA;Licensed under CC BY-SA&#xD;&#xA;CC BY-SA&#xD;&#xA;/div]]&gt;</description>
      <content:encoded><![CDATA[<p>بعضی از اشیاء واقعاً خاص هستند. خاص بودنشان هم در آن است که مثل سایر اشیاء یک جسم بی جان نیستند و انگار که روح دارند. هرچند در گذر زمان برای ما تکراری و بعد از مدتی محو می‌شوند، ولی هستند؛ مدت ها در کنارمان، شاهد گذر عمرمان هستند.
خاطره! درواقع این عاملی است که همه چیز را برای ما خاص می‌کند و هر چیز بی معنی را دارای معنا می‌کند و به آن شخصیت می‌دهد.
<br/>
<img src="https://cloud.disroot.org/s/QG3w7PdZTtrGKcp/preview" alt="تصویر کتیبه‌ای گچی که شعری از مولانا بر روی آن حک شده است: بی همگان بسر شود؛بی تو بسر نمی‌شود...داغ تو دارد این دلم؛جای دگر نمی‌شود">
<br/>
نگاره ای که می‌بینید، یک کتیبه گچی است که مادرم حدود بیست سال پیش در شیراز آن را به قیمت ناچیزی خرید.
بیست سال! و هنوز همراه ماست و جایگاه خودش را در خانه دارد.
امروز که پدرم داشت متن روی کتیبه را برای دخترم می خواند، صدایش را از توی اتاق شنیدم. ذهنم خود به خود در خاطراتش به دنبال روزی گشت که کتیبه را خریدیم و اینکه دقیقاً از کی همراه ما بوده، ولی چیزی پیدا نکرد. چه زود عمر آدم می‌گذرد!
.
<a href="/vahid/tag:%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">خاطره</span></a> <a href="/vahid/tag:%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">شیراز</span></a> <a href="/vahid/tag:%D9%85%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">مولانا</span></a> <a href="/vahid/tag:%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">مادر</span></a> <a href="/vahid/tag:%D9%BE%D8%AF%D8%B1" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">پدر</span></a> <a href="/vahid/tag:%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%B9%D9%85%D8%B1" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">گذرعمر</span></a></p>

<p><br/>
<div class="cen">
Licensed under <a href="https://creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0/" rel="nofollow">CC BY-SA</a>
<img src="https://cloud.disroot.org/s/AmKE7TFFPBHj7Bq/preview" alt="CC BY-SA">
</div></p>
]]></content:encoded>
      <guid>https://qua.name/vahid/hmrh-qdymy</guid>
      <pubDate>Fri, 13 Jul 2018 09:12:10 +0200</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>