<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
  <channel>
    <title>مایکروسافت &amp;mdash; تنها</title>
    <link>https://qua.name/vahid/tag:مایکروسافت</link>
    <description>می‌پراکنم آنچه را در ذهن دارم. بخوان، ببین و بشنو، اما در سکوت.</description>
    <pubDate>Wed, 10 Jun 2026 10:37:39 +0200</pubDate>
    <item>
      <title>حریم شخصی در دنیای وب</title>
      <link>https://qua.name/vahid/hrym-shkhsy-dr-dnyy-wb</link>
      <description>&lt;![CDATA[حریم شخصی تنها آنجا مطرح نمی شود که شخصی بدون اجازه و رضایت شما وارد خانه یا اتاقتان بشود.!--more-- یا اینکه دور از چشم شما به گوشی تلفن همراهتان نگاهی بیاندازد. حریم شخصی جنبه های زیادی دارد که در این نوشته می خواهیم به موردی از آن اشاره کنیم که گاهی کمتر به چشم می آید، درحالی که بسیار حائز اهمیت است. داده هایی که ما در دنیای وب منتشر می کنیم.&#xA;همه ما روزانه داده های زیادی را در دنیای وب منتشر می کنیم، مانند رد پایی که هنگام عبور از یک مسیر از خود برجای می گذاریم. شاید تابحال به این موضوع به‌صورت جدی نگاه نکرده باشیم. اما واقعیت آن است که امروزه هنگام استفاده از هر برنامه، سایت یا سرویس؛ مقداری داده توسط آنها از ما گردآوری می شود. مثلاً هنگام مراجعه به یک وبسایت آدرس IP، مرورگر مورد استفاده، سیستم عامل دستگاه، اندازه تصویر نمایشگر و... توسط آن سایت دریافت می شود. یا هنگام استفاده از نقشه گوشی تلفن همراهتان، مسیر هایی که شما درآن تردد داشته اید، نقاطی که بیشترین مراجعه به آن را داشته اید و... ذخیره و جمع آوری می شود. این رویکرد را به تمام برنامه ها، خدمات و امکاناتی که بصورت روزمره از آنها استفاده می کنید تعمیم دهید تا متوجه شوید روزانه درحال انتشار چه حجم عظیمی از داده‌ های خود هستید! پیامک، پیام‌رسان ها، شبکه های اجتماعی و... حتی صفحه‌کلید گوشی تلفن همراه شما امکان جمع‌آوری داده را دارد و می تواند هرچه که شما تایپ می کنید را ذخیره و به سازنده آن ارسال کند!&#xA;ترسناک است نه؟ موضوع زمانی ترسناک تر می شود که ارائه دهنده بسیاری از این برنامه ها و خدمات یک شرکت باشد!&#xA; ممکن است برخی از این داده ها جهت نمایش بهتر محتوا مورد استفاده قرار گیرند، ولی بیشتر این داده ها همه در پروفایلی در سرور های آن شرکت جمع آوری شده و پس از تجمیع میزان مناسبی از داده ها، با استفاده از تکنیک های یادگیری ماشین برای شناسایی شما مورد استفاده قرار می‌گیرند و از آن پس از روی رفتارتان در دنیای وب به راحتی شناسایی می شوید. مانند کاری که شرکت گوگل انجام داده و کاربران کشورهای تحریم شده را حتی درصورت استفاده از VPN نیز شناسایی ودسترسی آنها را مسدود می کند.&#xA;br /&#xA;حال چه باید کرد؟&#xA;مهم ترین گام برای محافظت از حریم خصوص در دنیای کامپیوتر و نرم افزار، عدم استفاده از برنامه، خدمات و محصولات انحصاری و متمرکز است. تمرکز باعث انباشت داده های فراوانی از جامعه کاربری در دست شرکت های بزرگ مانند گوگل، مایکروسافت و فیسبوک می شود. اگر گمان می کنید این شرکت های بزرگ خدمات خود را از سر خیرخواهی بصورت رایگان در اختیار شما قرار داده اند و در ازای این خدمات هزینه ای از شما نمی گیرند، سخت در اشتباه هستید. دیدگاه معروفی در این رابطه وجود دارد که می گوید در چنین شرایطی کالایی که درحال فروش است شما و داده هایتان هستید! بله شما درحال پرداخت هزینه ها با داده هایتان هستید.&#xA;&#xA;اغلب مردم درقبال این واقعه این توجیه را می آورند:&#xA;&#xA;  اگر بد بود، همه‌ی مردم از آن استفاده نمی‌کردند.&#xA;&#xA;به باور خودم، اینکه بگوییم چون عده زیادی یک کاری را انجام می دهند پس آن کار درست است، رویکردی کاملاً نادرست است! دلیلش هم مشخص است. درصد زیادی از آن عده مورد نظر افرادی نا آگاه هستند که یا به تقلید از جمع آن کار را انجام می دهند، یا با یک دیدگاه و باور اشتباه. درواقع دیدگاه یک جمع به مراتب کوچک‌تر اما آگاه‌تر به موضوع، به نظر آن اکثریت نا آگاه ارجهیت دارد.&#xA;&#xA;  شرکت بزرگی مانند #گوگل، #مایکروسافت و فیسبوک نمی آید بخاطر داده های ما خودش را خراب کند!!!!&#xA;&#xA;این درحالی است که بخش عظیمی از درآمد گوگل و فیسبوک از راه تبلیغات، به خصوص تبلیغات هدفمند است. تبلیغات هدفمند یعنی با استفاده از داده های جمع‌آوری شده از شما، به علاقه و سلیقه شما پی می‌برند و تبلیغ هایی را به شما نشان می دهند که احتمال خرید آن کالا یا سرویس توسط شما بالا باشد.&#xA;نکته مهمی که همواره باید درنظر داشته باشید این است که:&#xA;شرکت های بزرگ خدمات گسترده ای را ارایه می دهند. خدماتی که هزینه نگهداری و بروز رسانی آنها سرسام آور است. آیا آن شرکت ها واقعاً این همه هزینه را متحمل می شوند تا خدمات رایگان به شما بدهند؟ خیر! چنین چیزی در فیلم های علمی تخیلی هم وجود ندارد. چه رسد به دنیای واقعی! درواقع کالایی که در این میان درحال فروش است، خدمات آنها نیست، بلکه شما و داده هایتان هستید! داده هایی که برای شرکت های بزرگ مانند یک چاه عظیم نفتی ارزشمند است.&#xA;br /&#xA;&#xA;تنها توجیه قابل درک در استفاده از بعضی از این خدمات، وابستگی کسب و کار های کوچک و خود اشتغالی ها به رسانه ها و شبکه های اجتماعی پرمخاطب مانند #اینستاگرام است. اما آن هم راهکار مناسب خود را دارد. استفاده صحیح از ابزار مناسب و فرهنگ سازی در راستای استفاده از خدمات خود میزبان و نامتمرکز است که همت بالای جامعه نرم افزار آزاد را می طلبد.&#xA;&#xA;br /&#xD;&#xA;div class=&#34;cen&#34;&#xD;&#xA;Licensed under CC BY-SA&#xD;&#xA;CC BY-SA&#xD;&#xA;/div]]&gt;</description>
      <content:encoded><![CDATA[<p>حریم شخصی تنها آنجا مطرح نمی شود که شخصی بدون اجازه و رضایت شما وارد خانه یا اتاقتان بشود. یا اینکه دور از چشم شما به گوشی تلفن همراهتان نگاهی بیاندازد. حریم شخصی جنبه های زیادی دارد که در این نوشته می خواهیم به موردی از آن اشاره کنیم که گاهی کمتر به چشم می آید، درحالی که بسیار حائز اهمیت است. <strong>داده هایی که ما</strong> در دنیای وب منتشر می کنیم.
همه ما روزانه داده های زیادی را در دنیای وب منتشر می کنیم، مانند رد پایی که هنگام عبور از یک مسیر از خود برجای می گذاریم. شاید تابحال به این موضوع به‌صورت جدی نگاه نکرده باشیم. اما واقعیت آن است که امروزه هنگام استفاده از هر برنامه، سایت یا سرویس؛ مقداری داده توسط آنها از ما گردآوری می شود. مثلاً هنگام مراجعه به یک وبسایت آدرس IP، مرورگر مورد استفاده، سیستم عامل دستگاه، اندازه تصویر نمایشگر و... توسط آن سایت دریافت می شود. یا هنگام استفاده از نقشه گوشی تلفن همراهتان، مسیر هایی که شما درآن تردد داشته اید، نقاطی که بیشترین مراجعه به آن را داشته اید و... ذخیره و جمع آوری می شود. این رویکرد را به تمام برنامه ها، خدمات و امکاناتی که بصورت روزمره از آنها استفاده می کنید تعمیم دهید تا متوجه شوید روزانه درحال انتشار چه حجم عظیمی از داده‌ های خود هستید! <em>پیامک، پیام‌رسان ها، شبکه های اجتماعی و...</em> حتی صفحه‌کلید گوشی تلفن همراه شما امکان جمع‌آوری داده را دارد و می تواند هرچه که شما تایپ می کنید را ذخیره و به سازنده آن ارسال کند!
ترسناک است نه؟ موضوع زمانی ترسناک تر می شود که ارائه دهنده بسیاری از این برنامه ها و خدمات یک شرکت باشد!
 ممکن است برخی از این داده ها جهت نمایش بهتر محتوا مورد استفاده قرار گیرند، ولی بیشتر این داده ها همه در پروفایلی در سرور های آن شرکت جمع آوری شده و پس از تجمیع میزان مناسبی از داده ها، با استفاده از تکنیک های یادگیری ماشین برای شناسایی شما مورد استفاده قرار می‌گیرند و از آن پس از روی رفتارتان در دنیای وب به راحتی شناسایی می شوید. مانند کاری که شرکت گوگل انجام داده و کاربران کشورهای تحریم شده را حتی درصورت استفاده از VPN نیز شناسایی ودسترسی آنها را مسدود می کند.
<br/></p>

<h3 id="حال-چه-باید-کرد" id="حال-چه-باید-کرد">حال چه باید کرد؟</h3>

<p>مهم ترین گام برای محافظت از حریم خصوص در دنیای کامپیوتر و نرم افزار، عدم استفاده از برنامه، خدمات و محصولات انحصاری و متمرکز است. تمرکز باعث انباشت داده های فراوانی از جامعه کاربری در دست شرکت های بزرگ مانند گوگل، مایکروسافت و فیسبوک می شود. اگر گمان می کنید این شرکت های بزرگ خدمات خود را از سر خیرخواهی بصورت رایگان در اختیار شما قرار داده اند و در ازای این خدمات هزینه ای از شما نمی گیرند، سخت در اشتباه هستید. دیدگاه معروفی در این رابطه وجود دارد که می گوید در چنین شرایطی کالایی که درحال فروش است شما و داده هایتان هستید! بله شما درحال پرداخت هزینه ها با داده هایتان هستید.</p>

<p>اغلب مردم درقبال این واقعه این توجیه را می آورند:</p>

<blockquote><p>اگر بد بود، همه‌ی مردم از آن استفاده نمی‌کردند.</p></blockquote>

<p>به باور خودم، اینکه بگوییم چون عده زیادی یک کاری را انجام می دهند پس آن کار درست است، رویکردی کاملاً نادرست است! دلیلش هم مشخص است. درصد زیادی از آن عده مورد نظر افرادی نا آگاه هستند که یا به تقلید از جمع آن کار را انجام می دهند، یا با یک دیدگاه و باور اشتباه. درواقع دیدگاه یک جمع به مراتب کوچک‌تر اما آگاه‌تر به موضوع، به نظر آن اکثریت نا آگاه ارجهیت دارد.</p>

<blockquote><p>شرکت بزرگی مانند <a href="/vahid/tag:%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">گوگل</span></a>، <a href="/vahid/tag:%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%AA" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">مایکروسافت</span></a> و فیسبوک نمی آید بخاطر داده های ما خودش را خراب کند!!!!</p></blockquote>

<p>این درحالی است که بخش عظیمی از درآمد گوگل و فیسبوک از راه تبلیغات، به خصوص تبلیغات هدفمند است. تبلیغات هدفمند یعنی با استفاده از داده های جمع‌آوری شده از شما، به علاقه و سلیقه شما پی می‌برند و تبلیغ هایی را به شما نشان می دهند که احتمال خرید آن کالا یا سرویس توسط شما بالا باشد.
نکته مهمی که همواره باید درنظر داشته باشید این است که:</p>

<h3 id="شرکت-های-بزرگ-خدمات-گسترده-ای-را-ارایه-می-دهند-خدماتی-که-هزینه-نگهداری-و-بروز-رسانی-آنها-سرسام-آور-است-آیا-آن-شرکت-ها-واقعا-این-همه-هزینه-را-متحمل-می-شوند-تا-خدمات-رایگان-به-شما-بدهند-خیر-چنین-چیزی-در-فیلم-های-علمی-تخیلی-هم-وجود-ندارد-چه-رسد-به-دنیای-واقعی-درواقع-کالایی-که-در-این-میان-درحال-فروش-است-خدمات-آنها-نیست-بلکه-شما-و-داده-هایتان-هستید-داده-هایی-که-برای-شرکت-های-بزرگ-مانند-یک-چاه-عظیم-نفتی-ارزشمند-است" id="شرکت-های-بزرگ-خدمات-گسترده-ای-را-ارایه-می-دهند-خدماتی-که-هزینه-نگهداری-و-بروز-رسانی-آنها-سرسام-آور-است-آیا-آن-شرکت-ها-واقعا-این-همه-هزینه-را-متحمل-می-شوند-تا-خدمات-رایگان-به-شما-بدهند-خیر-چنین-چیزی-در-فیلم-های-علمی-تخیلی-هم-وجود-ندارد-چه-رسد-به-دنیای-واقعی-درواقع-کالایی-که-در-این-میان-درحال-فروش-است-خدمات-آنها-نیست-بلکه-شما-و-داده-هایتان-هستید-داده-هایی-که-برای-شرکت-های-بزرگ-مانند-یک-چاه-عظیم-نفتی-ارزشمند-است">شرکت های بزرگ خدمات گسترده ای را ارایه می دهند. خدماتی که هزینه نگهداری و بروز رسانی آنها سرسام آور است. آیا آن شرکت ها واقعاً این همه هزینه را متحمل می شوند تا خدمات رایگان به شما بدهند؟ خیر! چنین چیزی در فیلم های علمی تخیلی هم وجود ندارد. چه رسد به دنیای واقعی! درواقع کالایی که در این میان درحال فروش است، خدمات آنها نیست، بلکه شما و داده هایتان هستید! داده هایی که برای شرکت های بزرگ مانند یک چاه عظیم نفتی ارزشمند است.</h3>

<p><br/></p>

<p>تنها توجیه قابل درک در استفاده از بعضی از این خدمات، وابستگی کسب و کار های کوچک و خود اشتغالی ها به رسانه ها و شبکه های اجتماعی پرمخاطب مانند <a href="/vahid/tag:%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">اینستاگرام</span></a> است. اما آن هم راهکار مناسب خود را دارد. استفاده صحیح از ابزار مناسب و فرهنگ سازی در راستای استفاده از خدمات خود میزبان و نامتمرکز است که همت بالای جامعه نرم افزار آزاد را می طلبد.</p>

<p><br/>
<div class="cen">
Licensed under <a href="https://creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0/" rel="nofollow">CC BY-SA</a>
<img src="https://cloud.disroot.org/s/AmKE7TFFPBHj7Bq/preview" alt="CC BY-SA">
</div></p>
]]></content:encoded>
      <guid>https://qua.name/vahid/hrym-shkhsy-dr-dnyy-wb</guid>
      <pubDate>Thu, 06 Jan 2022 10:24:44 +0100</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>نوستالژی کامپیوتر</title>
      <link>https://qua.name/vahid/nwstljy-khmpywtr</link>
      <description>&lt;![CDATA[یادمه اولین کامپیوتری که خریدیم، کیسی شبیه به این عکس داشت. روش #ویندوز ۹۸ پارسا ۹۹ نصب بود.!--more--&#xA;تصویر یک کیس قدیمی کامپیوتر&#xA;البته مثل همیشه و طبق روال ثابت خونهٔ ما، #کامپیوتر مال برادر بزرگتر بود و هروقت که بزرگوار دیگه به مرحله سرگیجه می‌رسید، نوبت ما بود که باید از وقت باقی مونده نهایت استفاده رو می‌کردیم. برخلاف برادر بزرگم حامد، که عمده فعالیتش به نوشتن متن‌های عاشقانه و لوس برای دوست دختر نداشته‌ٔ خیالیش توی برنامه وُرد محدود می‌شد، من و برادر دیگم محمد به معنای واقعی کلمه دمار از روزگار اون سیستم بخت برگشته در می‌آوردیم. هر برنامه‌ای که روی سیستم بود رو اجرا می‌کردیم که بفهمیم کارش چیه. ویندوز ۹۸ هم که برای خراب شدن منتظر یه تلنگر بود. اما مشکلات از زمانی شروع شد که برنامه‌های توی استارت منو و دسکتاپ همه باز شد، دیده شد، خیلی پسندیده شد و ما برای کرم ریختن رفتیم سراغ دایرکتوری ویندوز و هر فایل اجرایی‌ای که می‌دیدیم رو اجرا می‌کردیم. البته همونطور که گفتم خود ویندوز ۹۸ اونقدر مزخرف بود که بخاطر خراب شدنش خطری متوجه ما نشه...&#xA;اون موقع خونه‌ٔ ما در محله بُلوردی شیراز بالا ترین نقطه توی کوچه سوم خرداد بود. یعنی چند تا کوچه با خوابگاه دانشگاه ارم فاصله داشتیم، بالای کوه! هربار که سیستم مورد عنایت ما قرار می‌گرفت، باید کیس رو برمی‌داشتیم و به نزدیکترین خدمات کامپیوتری می‌بردیم و ویندوز نصب می‌کردیم. از اونجایی که در کل خاندان پدری و مادری ما نه کسی کامپیوتر داشت و نه کسی دانشی ازش داشت، مدتی زمان برد تا از خدمات کامپیوتری بی‌نیاز شیم. بالاخره حامد یاد گرفت ویندوز نصب کنه و تبدیل شد به حلال مشکلات ویندوزی خانواده و دوستان.&#xA;نمی‌دونم علتش چی بود، ولی حامد مثل #مایکروسافت سیاست #انحصار رو در پیش گرفته بود و چیزی به ما یاد نمی‌داد. ولی ما هم بی‌کار ننشسته بودیم و بواسطه ماجراجویی‌هایی که با سیستم داشتیم، کلی چیز بلد بودیم که حامد روحشم خبر نداشت. انگار حامد #کرنل #لینوکس رو داشت و ما سیستم عامل #گنو رو که فقط به یک کرنل احتیاج داشت. شیفت مدرسه من و محمد مخالف با شیفت حامد بود. حامد برای اینکه ما در غیابش از سیستم استفاده نکنیم، روی بایوس رمز گذاشته بود. اما من باگش رو از یکی از همکلاسی هام یاد گرفته بودم. پسورد بایوس مادربورد‌های قدیمی، با وارد کردن کاراکتر * بجای رمز اصلی پاس می‌شد. به این ترتیب ما آزاد بودیم بدون نظارت استصوابی حامد، هر کاری که دوست داشتیم انجام بدیم. یکی از همون روز‌ها من و محمد ویندوز رو فرستادیم هوا و از ترس اینکه بعد از برگشتن حامد کتک بخوریم و برای مدت مدیدی از سیستم محروم بشیم، با چیز‌های جسته و گریخته‌ای که موقع نصب ویندوز توسط حامد دزدکی دیده بودیم، شروع کردیم به ویندوز نصب کردن.&#xA;چندین بار ویندوز رو نصب کردیم و خراب بود تا اینکه با آزمون و خطا، بالاخره موفق شدیم یه ویندوز درست رو با درایور‌ها و سایر برنامه‌ها نصب کنیم و نصب ویندوز رو هم یاد گرفتیم...&#xA;یادش بخیر!&#xA;#خاطره #نوستالژی&#xA;&#xA;br /&#xD;&#xA;div class=&#34;cen&#34;&#xD;&#xA;Licensed under CC BY-SA&#xD;&#xA;CC BY-SA&#xD;&#xA;/div]]&gt;</description>
      <content:encoded><![CDATA[<p>یادمه اولین کامپیوتری که خریدیم، کیسی شبیه به این عکس داشت. روش <a href="/vahid/tag:%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B2" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">ویندوز</span></a> ۹۸ پارسا ۹۹ نصب بود.
<img src="https://en.idei.club/uploads/posts/2023-06/1686108259_en-idei-club-p-old-computer-case-dizain-krasivo-56.jpg" alt="تصویر یک کیس قدیمی کامپیوتر">
البته مثل همیشه و طبق روال ثابت خونهٔ ما، <a href="/vahid/tag:%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">کامپیوتر</span></a> مال برادر بزرگتر بود و هروقت که بزرگوار دیگه به مرحله سرگیجه می‌رسید، نوبت ما بود که باید از وقت باقی مونده نهایت استفاده رو می‌کردیم. برخلاف برادر بزرگم حامد، که عمده فعالیتش به نوشتن متن‌های عاشقانه و لوس برای دوست دختر نداشته‌ٔ خیالیش توی برنامه وُرد محدود می‌شد، من و برادر دیگم محمد به معنای واقعی کلمه دمار از روزگار اون سیستم بخت برگشته در می‌آوردیم. هر برنامه‌ای که روی سیستم بود رو اجرا می‌کردیم که بفهمیم کارش چیه. ویندوز ۹۸ هم که برای خراب شدن منتظر یه تلنگر بود. اما مشکلات از زمانی شروع شد که برنامه‌های توی استارت منو و دسکتاپ همه باز شد، دیده شد، خیلی پسندیده شد و ما برای کرم ریختن رفتیم سراغ دایرکتوری ویندوز و هر فایل اجرایی‌ای که می‌دیدیم رو اجرا می‌کردیم. البته همونطور که گفتم خود ویندوز ۹۸ اونقدر مزخرف بود که بخاطر خراب شدنش خطری متوجه ما نشه...
اون موقع خونه‌ٔ ما در محله بُلوردی شیراز بالا ترین نقطه توی کوچه سوم خرداد بود. یعنی چند تا کوچه با خوابگاه دانشگاه ارم فاصله داشتیم، بالای کوه! هربار که سیستم مورد عنایت ما قرار می‌گرفت، باید کیس رو برمی‌داشتیم و به نزدیکترین خدمات کامپیوتری می‌بردیم و ویندوز نصب می‌کردیم. از اونجایی که در کل خاندان پدری و مادری ما نه کسی کامپیوتر داشت و نه کسی دانشی ازش داشت، مدتی زمان برد تا از خدمات کامپیوتری بی‌نیاز شیم. بالاخره حامد یاد گرفت ویندوز نصب کنه و تبدیل شد به حلال مشکلات ویندوزی خانواده و دوستان.
نمی‌دونم علتش چی بود، ولی حامد مثل <a href="/vahid/tag:%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%AA" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">مایکروسافت</span></a> سیاست <a href="/vahid/tag:%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B5%D8%A7%D8%B1" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">انحصار</span></a> رو در پیش گرفته بود و چیزی به ما یاد نمی‌داد. ولی ما هم بی‌کار ننشسته بودیم و بواسطه ماجراجویی‌هایی که با سیستم داشتیم، کلی چیز بلد بودیم که حامد روحشم خبر نداشت. انگار حامد <a href="/vahid/tag:%DA%A9%D8%B1%D9%86%D9%84" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">کرنل</span></a> <a href="/vahid/tag:%D9%84%DB%8C%D9%86%D9%88%DA%A9%D8%B3" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">لینوکس</span></a> رو داشت و ما سیستم عامل <a href="/vahid/tag:%DA%AF%D9%86%D9%88" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">گنو</span></a> رو که فقط به یک کرنل احتیاج داشت. شیفت مدرسه من و محمد مخالف با شیفت حامد بود. حامد برای اینکه ما در غیابش از سیستم استفاده نکنیم، روی بایوس رمز گذاشته بود. اما من باگش رو از یکی از همکلاسی هام یاد گرفته بودم. پسورد بایوس مادربورد‌های قدیمی، با وارد کردن کاراکتر * بجای رمز اصلی پاس می‌شد. به این ترتیب ما آزاد بودیم بدون نظارت استصوابی حامد، هر کاری که دوست داشتیم انجام بدیم. یکی از همون روز‌ها من و محمد ویندوز رو فرستادیم هوا و از ترس اینکه بعد از برگشتن حامد کتک بخوریم و برای مدت مدیدی از سیستم محروم بشیم، با چیز‌های جسته و گریخته‌ای که موقع نصب ویندوز توسط حامد دزدکی دیده بودیم، شروع کردیم به ویندوز نصب کردن.
چندین بار ویندوز رو نصب کردیم و خراب بود تا اینکه با آزمون و خطا، بالاخره موفق شدیم یه ویندوز درست رو با درایور‌ها و سایر برنامه‌ها نصب کنیم و نصب ویندوز رو هم یاد گرفتیم...
یادش بخیر!
<a href="/vahid/tag:%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">خاطره</span></a> <a href="/vahid/tag:%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DA%98%DB%8C" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">نوستالژی</span></a></p>

<p><br/>
<div class="cen">
Licensed under <a href="https://creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0/" rel="nofollow">CC BY-SA</a>
<img src="https://cloud.disroot.org/s/AmKE7TFFPBHj7Bq/preview" alt="CC BY-SA">
</div></p>
]]></content:encoded>
      <guid>https://qua.name/vahid/nwstljy-khmpywtr</guid>
      <pubDate>Sun, 07 Feb 2021 19:30:00 +0100</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>