<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
  <channel>
    <title>انحصار &amp;mdash; تنها</title>
    <link>https://qua.name/vahid/tag:انحصار</link>
    <description>می‌پراکنم آنچه را در ذهن دارم. بخوان، ببین و بشنو، اما در سکوت.</description>
    <pubDate>Sat, 18 Apr 2026 16:19:44 +0200</pubDate>
    <item>
      <title>معرفی شبکه اجتماعی نامتمرکز و آزاد پیکسلفد</title>
      <link>https://qua.name/vahid/m-rfy-shbkhh-jtm-y-nmtmrkhz-w-azd-pykhslfd</link>
      <description>&lt;![CDATA[#پیکسلفد(#Pixelfed) نام یک نرم افزار تحت وب است که برای ایجاد یک سرویس بمنظور اشتراک عکس مورد استفاده قرار می گیرد.!--more-- اگر بخواهیم مقایسه ای انجام دهیم، پیکسلفد عملکردی مانند #اینستاگرام دارد. حتی ظاهر آن نیز شباهت زیادی به اینستاگرام دارد.&#xA;br /&#xA;لوگوی پیکسلفد. یک لوگوی رنگی دایره ای شکل که یک فضای سفید رنگ به شکل حرف پی انگلیسی در مرکز آن است&#xA;br /&#xA;ممکن است برایتان پرسشی پیش بیاید که اگر پیکسلفد اینقدر به اینستاگرام شباهت دارد، چرا باید شخصی بخواهد بجای اینستاگرام معروف از آن استفاده کند؟ پاسخی که من برای شما دارم، دیدگاه شخصی من از هر دو نرم افزار اینستاگرام و پیکسلفد است که در ادامه آن را بیان خواهم کرد.&#xA;معیار اصلی من برای جایگزینی اینستاگرام با پیکسلفد، بحث آزادی است. آزادی نه به این معنا که هرچه دلم می خواهد پست کنم! این امکان را تا حد زیادی در اینستاگرام هم داریم، بلکه بحث بیشتر بر سر آزادی عمل در کنترل داده های خودم است. اینکه کجا ذخیره می شوند، چه کسی به آن ها دسترسی دارد و چه استفاده های از آن ها می شود. در اینستاگرام شما هیچ اطلاعی ندارید که عکس ها، ویدیو ها، متن ها و فراداده¹ های شما کجاست! در کدام کشور است؟ در کدام کارساز² ذخیره شده؟ و با توجه به سابقه تاریک #فیسبوک در استفاده و فروش داده های کاربرانش؛ چه دولت یا نهاد و اشخاصی درحال استفاده تجاری از داده های ما هستند؟&#xA;&#xA;  مهم نیست! عکس ها و داده های ما بدرد کسی نمی خورد...!&#xA;&#xA;این پاسخی است که آدم های سطحی نگر در مقابل پرسش های بالا ارایه می دهند. اما اگر از آن ها پرسیده شود که:&#xA;&#xA;  آیا حاضرید آلبوم عکس های شخصی خود را در یک مکان عمومی قرار دهید که هر کسی بتواند آنها را ببیند؟&#xA;&#xA;در این  لحظه است که چهره شان تغییر حالت می دهد و پس از مکث کوتاهی آغاز به آوردن توجیه می کنند. دلیل این بی خیالی آن است که این افراد ارزش واقعی داده هایشان را نمی دانند. در باره این موضوع می توان ساعت ها صحبت کرد و مطالب زیادی نوشت. چراکه مبحثی بسیار مهم است. اما بررسی دقیق این بحث در این مجال نمی گنجد.&#xA;به موضوع اصلی برمی گردیم. تفاوت پیکسلفد در زمینه وضعیت داده های کاربر در اینجاست که، شما این امکان را دارید تا از میان کارساز های مختلفی که این سرویس را ارایه می دهند، یکی را که به آن اعتماد و اطمینان دارید انتخاب کنید. حتی اگر به هیچ کارسازی اعتماد ندارید، این امکان را دارید که نرم افزار را آزادانه دریافت کرده و کارساز شخصی خود را مطابق نیاز و سیاست هایتان راه اندازی کنید. برای مثال یک سایت خانوادگی برای اشتراک عکس های اعضا راه اندازی کنید.&#xA;برخلاف تصوری که ممکن است در ذهنتان شکل گرفته باشد، راه اندازی یک سایت شخصی یا عضویت در یک کارساز به این معنا نیست که شما به همان سایت و اعضای آن محدود می شوید. شما بخشی از یک جامعه بزرگتر بنام #فدیورس(#Fediverse) هستید. به لطف استفاده از استاندارد های باز مانند ActivityPub این امکان وجود دارد که تمام کاربران کارساز های پیکسلفد، #ماستودون و #پلروما با هم ارتباط داشته و افراد حاضر در آن سایت ها، درصورت تمایل می توانند یکدیگر را دنبال کرده و مطالب هم را ببینند. چنان که گویی همه در یک نرم افزار و سرویس یکپارچه حضور دارند. درواقع همین خصوصیت #نامتمرکز بودن و نبود #انحصار، یکی از عوامل جلوگیری از سوءاستفاده از داده های کاربران می باشد. عامل مهم دیگر نیز حق انتخابی است که به کاربران داده شده است.&#xA;نمونه دیگری از حق انتخاب را می توان در زمینه کاره ها³ دید. برخلاف سایر سرویس ها و وبسایت هایی از این دست، مانند اینستاگرام و #واتسپ که شما را مجبور به استفاده ار کاره ای می کنند که خودشان تولید کرده اند، نرم افزار های آزاد چنین سیاستی را نتنها دنبال نمی کنند بلکه کلا با انحصار مخالف هستند. درواقع یکی از اصول نرم افزار آزاد رفع انحصار است. پیکسلفد نیز دارای چندین کاره دیگر است که کاربر می تواند براساس سلیقه و نیاز خود، هرکدام را می پسندد انتخاب و از آن استفاده کند. مانند PixelDroid و Fedilab.&#xA;امیدوارم توانسته باشم حق مطلب را ادا کنم. پیشنهاد می کنم عادت هایتان را بشکنید و حتما پیکسلفد را امتحان کنید. تجربه چیز های جدید خالی از لطف نیست.&#xA;br /&#xA;تصویری از محیط قدیمی پیکسلفد با پس زمینه سفید و تصویری از یک دشت درون آن&#xA;div class=&#34;cen&#34;h6رابط کاربری قدیمی پیکسلفد/h6/div&#xA;br /&#xA;محیط جدید پیکسلفد&#xA;div class=&#34;cen&#34;h6رابط کاربری جدید پیکسلفد/h6/div&#xA;br /&#xA;پروفایل کاربری در محیط جدید پیکسلفد&#xA;div class=&#34;cen&#34;h6پروفایل کاربری در رابط کاربری جدید پیکسلفد/h6/div&#xA;br /&#xA;@imto1@pixelfed.social&#xA;---&#xA;1- فراداده: متادیتا، Metadata.&#xA;2- کارساز: سرور، Server.&#xA;3- کاره: اپلیکیشن، اپ، App، Application.&#xA;&#xA;br /&#xD;&#xA;div class=&#34;cen&#34;&#xD;&#xA;Licensed under CC BY-SA&#xD;&#xA;CC BY-SA&#xD;&#xA;/div]]&gt;</description>
      <content:encoded><![CDATA[<p><a href="/vahid/tag:%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D9%84%D9%81%D8%AF" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">پیکسلفد</span></a>(<a href="/vahid/tag:Pixelfed" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">Pixelfed</span></a>) نام یک نرم افزار تحت وب است که برای ایجاد یک سرویس بمنظور اشتراک عکس مورد استفاده قرار می گیرد. اگر بخواهیم مقایسه ای انجام دهیم، پیکسلفد عملکردی مانند <a href="/vahid/tag:%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">اینستاگرام</span></a> دارد. حتی ظاهر آن نیز شباهت زیادی به اینستاگرام دارد.
<br/>
<img src="https://cloud.disroot.org/s/YmPNiN3WC9HRGgi/preview" alt="لوگوی پیکسلفد. یک لوگوی رنگی دایره ای شکل که یک فضای سفید رنگ به شکل حرف پی انگلیسی در مرکز آن است">
<br/>
ممکن است برایتان پرسشی پیش بیاید که اگر پیکسلفد اینقدر به اینستاگرام شباهت دارد، چرا باید شخصی بخواهد بجای اینستاگرام معروف از آن استفاده کند؟ پاسخی که من برای شما دارم، دیدگاه شخصی من از هر دو نرم افزار اینستاگرام و پیکسلفد است که در ادامه آن را بیان خواهم کرد.
معیار اصلی من برای جایگزینی اینستاگرام با پیکسلفد، بحث آزادی است. آزادی نه به این معنا که هرچه دلم می خواهد پست کنم! این امکان را تا حد زیادی در اینستاگرام هم داریم، بلکه بحث بیشتر بر سر آزادی عمل در کنترل داده های خودم است. اینکه کجا ذخیره می شوند، چه کسی به آن ها دسترسی دارد و چه استفاده های از آن ها می شود. در اینستاگرام شما هیچ اطلاعی ندارید که عکس ها، ویدیو ها، متن ها و فراداده¹ های شما کجاست! در کدام کشور است؟ در کدام کارساز² ذخیره شده؟ و با توجه به سابقه تاریک <a href="/vahid/tag:%D9%81%DB%8C%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">فیسبوک</span></a> در استفاده و فروش داده های کاربرانش؛ چه دولت یا نهاد و اشخاصی درحال استفاده تجاری از داده های ما هستند؟</p>

<blockquote><p>مهم نیست! عکس ها و داده های ما بدرد کسی نمی خورد...!</p></blockquote>

<p>این پاسخی است که آدم های سطحی نگر در مقابل پرسش های بالا ارایه می دهند. اما اگر از آن ها پرسیده شود که:</p>

<blockquote><p>آیا حاضرید آلبوم عکس های شخصی خود را در یک مکان عمومی قرار دهید که هر کسی بتواند آنها را ببیند؟</p></blockquote>

<p>در این  لحظه است که چهره شان تغییر حالت می دهد و پس از مکث کوتاهی آغاز به آوردن توجیه می کنند. دلیل این بی خیالی آن است که این افراد ارزش واقعی داده هایشان را نمی دانند. در باره این موضوع می توان ساعت ها صحبت کرد و مطالب زیادی نوشت. چراکه مبحثی بسیار مهم است. اما بررسی دقیق این بحث در این مجال نمی گنجد.
به موضوع اصلی برمی گردیم. تفاوت پیکسلفد در زمینه وضعیت داده های کاربر در اینجاست که، شما این امکان را دارید تا از میان کارساز های مختلفی که این سرویس را ارایه می دهند، یکی را که به آن اعتماد و اطمینان دارید انتخاب کنید. حتی اگر به هیچ کارسازی اعتماد ندارید، این امکان را دارید که نرم افزار را آزادانه دریافت کرده و کارساز شخصی خود را مطابق نیاز و سیاست هایتان راه اندازی کنید. برای مثال یک سایت خانوادگی برای اشتراک عکس های اعضا راه اندازی کنید.
برخلاف تصوری که ممکن است در ذهنتان شکل گرفته باشد، راه اندازی یک سایت شخصی یا عضویت در یک کارساز به این معنا نیست که شما به همان سایت و اعضای آن محدود می شوید. شما بخشی از یک جامعه بزرگتر بنام <a href="/vahid/tag:%D9%81%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%B1%D8%B3" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">فدیورس</span></a>(<a href="/vahid/tag:Fediverse" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">Fediverse</span></a>) هستید. به لطف استفاده از استاندارد های باز مانند <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%88%DB%8C%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D8%A7%D8%A8" rel="nofollow">ActivityPub</a> این امکان وجود دارد که تمام کاربران کارساز های پیکسلفد، <a href="/vahid/tag:%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%AF%D9%88%D9%86" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">ماستودون</span></a> و <a href="/vahid/tag:%D9%BE%D9%84%D8%B1%D9%88%D9%85%D8%A7" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">پلروما</span></a> با هم ارتباط داشته و افراد حاضر در آن سایت ها، درصورت تمایل می توانند یکدیگر را دنبال کرده و مطالب هم را ببینند. چنان که گویی همه در یک نرم افزار و سرویس یکپارچه حضور دارند. درواقع همین خصوصیت <a href="/vahid/tag:%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">نامتمرکز</span></a> بودن و نبود <a href="/vahid/tag:%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B5%D8%A7%D8%B1" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">انحصار</span></a>، یکی از عوامل جلوگیری از سوءاستفاده از داده های کاربران می باشد. عامل مهم دیگر نیز حق انتخابی است که به کاربران داده شده است.
نمونه دیگری از حق انتخاب را می توان در زمینه کاره ها³ دید. برخلاف سایر سرویس ها و وبسایت هایی از این دست، مانند اینستاگرام و <a href="/vahid/tag:%D9%88%D8%A7%D8%AA%D8%B3%D9%BE" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">واتسپ</span></a> که شما را مجبور به استفاده ار کاره ای می کنند که خودشان تولید کرده اند، نرم افزار های آزاد چنین سیاستی را نتنها دنبال نمی کنند بلکه کلا با انحصار مخالف هستند. درواقع یکی از اصول نرم افزار آزاد رفع انحصار است. پیکسلفد نیز دارای چندین کاره دیگر است که کاربر می تواند براساس سلیقه و نیاز خود، هرکدام را می پسندد انتخاب و از آن استفاده کند. مانند <a href="https://f-droid.org/en/packages/org.pixeldroid.app/" rel="nofollow">PixelDroid</a> و <a href="https://f-droid.org/en/packages/fr.gouv.etalab.mastodon/" rel="nofollow">Fedilab</a>.
امیدوارم توانسته باشم حق مطلب را ادا کنم. پیشنهاد می کنم عادت هایتان را بشکنید و حتما <a href="https://pixelfed.org/" rel="nofollow">پیکسلفد</a> را امتحان کنید. تجربه چیز های جدید خالی از لطف نیست.
<br/>
<img src="https://cloud.disroot.org/s/DoAaqb9D6cAcSf4/preview" alt="تصویری از محیط قدیمی پیکسلفد با پس زمینه سفید و تصویری از یک دشت درون آن">
<div class="cen"><h6>رابط کاربری قدیمی پیکسلفد</h6></div>
<br/>
<img src="https://cloud.disroot.org/s/PzZM8cB8cPko9mE/preview" alt="محیط جدید پیکسلفد">
<div class="cen"><h6>رابط کاربری جدید پیکسلفد</h6></div>
<br/>
<img src="https://cloud.disroot.org/s/MzHimebcKRaKHWQ/preview" alt="پروفایل کاربری در محیط جدید پیکسلفد">
<div class="cen"><h6>پروفایل کاربری در رابط کاربری جدید پیکسلفد</h6></div>
<br/>
<a href="https://qua.name/@/imto1@pixelfed.social" class="u-url mention" rel="nofollow">@<span>imto1@pixelfed.social</span></a></p>

<hr>

<p>1- فراداده: متادیتا، Metadata.
2- کارساز: سرور، Server.
3- کاره: اپلیکیشن، اپ، App، Application.</p>

<p><br/>
<div class="cen">
Licensed under <a href="https://creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0/" rel="nofollow">CC BY-SA</a>
<img src="https://cloud.disroot.org/s/AmKE7TFFPBHj7Bq/preview" alt="CC BY-SA">
</div></p>
]]></content:encoded>
      <guid>https://qua.name/vahid/m-rfy-shbkhh-jtm-y-nmtmrkhz-w-azd-pykhslfd</guid>
      <pubDate>Mon, 06 Sep 2021 09:03:57 +0200</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>نوستالژی کامپیوتر</title>
      <link>https://qua.name/vahid/nwstljy-khmpywtr</link>
      <description>&lt;![CDATA[یادمه اولین کامپیوتری که خریدیم، کیسی شبیه به این عکس داشت. روش #ویندوز ۹۸ پارسا ۹۹ نصب بود.!--more--&#xA;تصویر یک کیس قدیمی کامپیوتر&#xA;البته مثل همیشه و طبق روال ثابت خونهٔ ما، #کامپیوتر مال برادر بزرگتر بود و هروقت که بزرگوار دیگه به مرحله سرگیجه می‌رسید، نوبت ما بود که باید از وقت باقی مونده نهایت استفاده رو می‌کردیم. برخلاف برادر بزرگم حامد، که عمده فعالیتش به نوشتن متن‌های عاشقانه و لوس برای دوست دختر نداشته‌ٔ خیالیش توی برنامه وُرد محدود می‌شد، من و برادر دیگم محمد به معنای واقعی کلمه دمار از روزگار اون سیستم بخت برگشته در می‌آوردیم. هر برنامه‌ای که روی سیستم بود رو اجرا می‌کردیم که بفهمیم کارش چیه. ویندوز ۹۸ هم که برای خراب شدن منتظر یه تلنگر بود. اما مشکلات از زمانی شروع شد که برنامه‌های توی استارت منو و دسکتاپ همه باز شد، دیده شد، خیلی پسندیده شد و ما برای کرم ریختن رفتیم سراغ دایرکتوری ویندوز و هر فایل اجرایی‌ای که می‌دیدیم رو اجرا می‌کردیم. البته همونطور که گفتم خود ویندوز ۹۸ اونقدر مزخرف بود که بخاطر خراب شدنش خطری متوجه ما نشه...&#xA;اون موقع خونه‌ٔ ما در محله بُلوردی شیراز بالا ترین نقطه توی کوچه سوم خرداد بود. یعنی چند تا کوچه با خوابگاه دانشگاه ارم فاصله داشتیم، بالای کوه! هربار که سیستم مورد عنایت ما قرار می‌گرفت، باید کیس رو برمی‌داشتیم و به نزدیکترین خدمات کامپیوتری می‌بردیم و ویندوز نصب می‌کردیم. از اونجایی که در کل خاندان پدری و مادری ما نه کسی کامپیوتر داشت و نه کسی دانشی ازش داشت، مدتی زمان برد تا از خدمات کامپیوتری بی‌نیاز شیم. بالاخره حامد یاد گرفت ویندوز نصب کنه و تبدیل شد به حلال مشکلات ویندوزی خانواده و دوستان.&#xA;نمی‌دونم علتش چی بود، ولی حامد مثل #مایکروسافت سیاست #انحصار رو در پیش گرفته بود و چیزی به ما یاد نمی‌داد. ولی ما هم بی‌کار ننشسته بودیم و بواسطه ماجراجویی‌هایی که با سیستم داشتیم، کلی چیز بلد بودیم که حامد روحشم خبر نداشت. انگار حامد #کرنل #لینوکس رو داشت و ما سیستم عامل #گنو رو که فقط به یک کرنل احتیاج داشت. شیفت مدرسه من و محمد مخالف با شیفت حامد بود. حامد برای اینکه ما در غیابش از سیستم استفاده نکنیم، روی بایوس رمز گذاشته بود. اما من باگش رو از یکی از همکلاسی هام یاد گرفته بودم. پسورد بایوس مادربورد‌های قدیمی، با وارد کردن کاراکتر * بجای رمز اصلی پاس می‌شد. به این ترتیب ما آزاد بودیم بدون نظارت استصوابی حامد، هر کاری که دوست داشتیم انجام بدیم. یکی از همون روز‌ها من و محمد ویندوز رو فرستادیم هوا و از ترس اینکه بعد از برگشتن حامد کتک بخوریم و برای مدت مدیدی از سیستم محروم بشیم، با چیز‌های جسته و گریخته‌ای که موقع نصب ویندوز توسط حامد دزدکی دیده بودیم، شروع کردیم به ویندوز نصب کردن.&#xA;چندین بار ویندوز رو نصب کردیم و خراب بود تا اینکه با آزمون و خطا، بالاخره موفق شدیم یه ویندوز درست رو با درایور‌ها و سایر برنامه‌ها نصب کنیم و نصب ویندوز رو هم یاد گرفتیم...&#xA;یادش بخیر!&#xA;#خاطره #نوستالژی&#xA;&#xA;br /&#xD;&#xA;div class=&#34;cen&#34;&#xD;&#xA;Licensed under CC BY-SA&#xD;&#xA;CC BY-SA&#xD;&#xA;/div]]&gt;</description>
      <content:encoded><![CDATA[<p>یادمه اولین کامپیوتری که خریدیم، کیسی شبیه به این عکس داشت. روش <a href="/vahid/tag:%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B2" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">ویندوز</span></a> ۹۸ پارسا ۹۹ نصب بود.
<img src="https://en.idei.club/uploads/posts/2023-06/1686108259_en-idei-club-p-old-computer-case-dizain-krasivo-56.jpg" alt="تصویر یک کیس قدیمی کامپیوتر">
البته مثل همیشه و طبق روال ثابت خونهٔ ما، <a href="/vahid/tag:%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">کامپیوتر</span></a> مال برادر بزرگتر بود و هروقت که بزرگوار دیگه به مرحله سرگیجه می‌رسید، نوبت ما بود که باید از وقت باقی مونده نهایت استفاده رو می‌کردیم. برخلاف برادر بزرگم حامد، که عمده فعالیتش به نوشتن متن‌های عاشقانه و لوس برای دوست دختر نداشته‌ٔ خیالیش توی برنامه وُرد محدود می‌شد، من و برادر دیگم محمد به معنای واقعی کلمه دمار از روزگار اون سیستم بخت برگشته در می‌آوردیم. هر برنامه‌ای که روی سیستم بود رو اجرا می‌کردیم که بفهمیم کارش چیه. ویندوز ۹۸ هم که برای خراب شدن منتظر یه تلنگر بود. اما مشکلات از زمانی شروع شد که برنامه‌های توی استارت منو و دسکتاپ همه باز شد، دیده شد، خیلی پسندیده شد و ما برای کرم ریختن رفتیم سراغ دایرکتوری ویندوز و هر فایل اجرایی‌ای که می‌دیدیم رو اجرا می‌کردیم. البته همونطور که گفتم خود ویندوز ۹۸ اونقدر مزخرف بود که بخاطر خراب شدنش خطری متوجه ما نشه...
اون موقع خونه‌ٔ ما در محله بُلوردی شیراز بالا ترین نقطه توی کوچه سوم خرداد بود. یعنی چند تا کوچه با خوابگاه دانشگاه ارم فاصله داشتیم، بالای کوه! هربار که سیستم مورد عنایت ما قرار می‌گرفت، باید کیس رو برمی‌داشتیم و به نزدیکترین خدمات کامپیوتری می‌بردیم و ویندوز نصب می‌کردیم. از اونجایی که در کل خاندان پدری و مادری ما نه کسی کامپیوتر داشت و نه کسی دانشی ازش داشت، مدتی زمان برد تا از خدمات کامپیوتری بی‌نیاز شیم. بالاخره حامد یاد گرفت ویندوز نصب کنه و تبدیل شد به حلال مشکلات ویندوزی خانواده و دوستان.
نمی‌دونم علتش چی بود، ولی حامد مثل <a href="/vahid/tag:%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%AA" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">مایکروسافت</span></a> سیاست <a href="/vahid/tag:%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B5%D8%A7%D8%B1" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">انحصار</span></a> رو در پیش گرفته بود و چیزی به ما یاد نمی‌داد. ولی ما هم بی‌کار ننشسته بودیم و بواسطه ماجراجویی‌هایی که با سیستم داشتیم، کلی چیز بلد بودیم که حامد روحشم خبر نداشت. انگار حامد <a href="/vahid/tag:%DA%A9%D8%B1%D9%86%D9%84" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">کرنل</span></a> <a href="/vahid/tag:%D9%84%DB%8C%D9%86%D9%88%DA%A9%D8%B3" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">لینوکس</span></a> رو داشت و ما سیستم عامل <a href="/vahid/tag:%DA%AF%D9%86%D9%88" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">گنو</span></a> رو که فقط به یک کرنل احتیاج داشت. شیفت مدرسه من و محمد مخالف با شیفت حامد بود. حامد برای اینکه ما در غیابش از سیستم استفاده نکنیم، روی بایوس رمز گذاشته بود. اما من باگش رو از یکی از همکلاسی هام یاد گرفته بودم. پسورد بایوس مادربورد‌های قدیمی، با وارد کردن کاراکتر * بجای رمز اصلی پاس می‌شد. به این ترتیب ما آزاد بودیم بدون نظارت استصوابی حامد، هر کاری که دوست داشتیم انجام بدیم. یکی از همون روز‌ها من و محمد ویندوز رو فرستادیم هوا و از ترس اینکه بعد از برگشتن حامد کتک بخوریم و برای مدت مدیدی از سیستم محروم بشیم، با چیز‌های جسته و گریخته‌ای که موقع نصب ویندوز توسط حامد دزدکی دیده بودیم، شروع کردیم به ویندوز نصب کردن.
چندین بار ویندوز رو نصب کردیم و خراب بود تا اینکه با آزمون و خطا، بالاخره موفق شدیم یه ویندوز درست رو با درایور‌ها و سایر برنامه‌ها نصب کنیم و نصب ویندوز رو هم یاد گرفتیم...
یادش بخیر!
<a href="/vahid/tag:%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">خاطره</span></a> <a href="/vahid/tag:%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DA%98%DB%8C" class="hashtag" rel="nofollow"><span>#</span><span class="p-category">نوستالژی</span></a></p>

<p><br/>
<div class="cen">
Licensed under <a href="https://creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0/" rel="nofollow">CC BY-SA</a>
<img src="https://cloud.disroot.org/s/AmKE7TFFPBHj7Bq/preview" alt="CC BY-SA">
</div></p>
]]></content:encoded>
      <guid>https://qua.name/vahid/nwstljy-khmpywtr</guid>
      <pubDate>Sun, 07 Feb 2021 19:30:00 +0100</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>