۱۲- مِهر

سلام!

[با روی خیلی خوش]

امشب با پسری قرار داشتم. نمی‌دانم چه نوع قراری بود. ولی می‌دانم «خوش» گذشت. مدت‌ها بود کسی را آنقدر نزدیک به خودش ندیده بودم. خیلی به دل‌م راه باز کرد. با همه‌ی جزئیات‌ش دوست‌ش داشتم. البته او «واقعاً» دوست‌داشتنی است. شنیدن یک جمله اما، مرا به فکر انداخت، گفت: با تو احساس راحتی می‌کنم!

این جمله را تقریباً از همه‌ی پسرهایی که به نحوی با آن‌ها در ارتباط بودم شنیدم. اگر این بخشی از یک جور تکنیک مخ‌زنی نباشد، یک هشدار است. برای من خوب است که پسری [دختری نبوده که با او احساس راحتی نکنم!] با من احساس راحتی کند و خودش باشد. جایی که در مقابل هم «برهنه» باشیم. اما واقعا شنیدن چنین چیزی عجیب است. چطور ممکن است جایی آدم با کسی راحت نباشد. چنین نیست که من همچون وضعیتی را تجربه نکرده باشم، یعنی نا-راحت بودن با کسی، اما شمارَش چنان اندک است که به خاطر نمی‌آورم. حتا می‌دانم در حین آن تجربه، تعجب کرده ام. من موجودات سیاره‌های دیگر را ملاقات نکرده ام. فرشتگان و خدا را هم مستقیماً نه. اما هیچ توجیهی برای نا-راحت بودن وجود ندارد. حداقل نه آنقدر زیاد که راحت بودن برای‌مان وضعیت جدیدی باشد، چنان که به زبان بیاوریم. زیرا درنهایت ما یک جور موجوداتی هستیم. محدودیت‌های‌مان بسیار شبیه به یکدیگر است. مخصوصاً در نوازیدن و نوازانده شدن.

ما تشنه‌ی یک جور محبت ایم که فرسنگ‌ها از ما دور و دریغ کرده اند. فاصله‌ی ناجوری میان آدم‌ها افتاده است. رفتارمان طوری است، گویی ما و جهان‌مان و آنچه در آن است، یکتاست. چنان یکتا که نباید با کسی درمیان گذاشته شود. انگار برای اینکه از این اندیشه که «چگونه زیر پایم را پر کنم؟» بگریزند، خودشان را تکیه‌گاه خودشان می‌کنند و دیگران را انکار.

می‌چشند و می‌کِشند.

یک خاطره می‌گویم و می‌روم. ترم پیش یک کلاس درسی عمومیِ اجباری داشتیم. یک روحانی ناجور جوانی تدریس می‌کرد. در یک جلسه‌یی درباره خانواده و وظایف همسر و غیره صحبت می‌کرد. یک فرمول ساده و زننده داشت :مردها همیشه پول دربیاورند و دهان زن‌شان را بسته نگه دارند و گاهی به زن‌شان بگویند: دوست‌ت دارم. زن‌ها نیز روی حرف مردشان حرف نزنند که غرور مردها شکسته نشود، اما حیله‌های زنانه را به کار ببرند!

نتیجه آن‌که، هم آن سنتی که مادر و پدرمان در آن بالیدند و هم این فرهنگ کنونی‌مان یک‌جای کارشان بد می‌لنگد. مهرورزی و مهرگیری را نیاموزانده اند.